پیام مدیریت سایت

به وب سایت "مرکزخدمات مشاوره مهرآوران "خوش آمدید.
از اینکه از وب سایت ما دیدن می کنید سپاسگذاریم.
هدف از ایجاد این وب سایت معرفی خدمات، مشاورین و اطلاع رسانی در مورد همایش ها و سمینارهای این مرکز می باشد.

- Y.M

منوی کاربری



   عضویت   فراموشی رمز

نظرسنجی

نظر شما درمورد وب سایت مرکز چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

تقویم مطالب

<    «  شهريور 1397  »    >
شیدسچپج
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31 

عضویت در خبرنامه




سخن روز

" " آدمیزاد پیر می شود و دو چیز از او جوان می شود : حرص مال و حرص عمر . حضرت محمد (ص )" ******* ********** ************* ********** "میانه روی در خرج یک نیمه معیشت است ،دوستی با مردم یک نیمه عقل و خوب پرسیدن یک نیمه دانش.حضرت محمد (ص)" "
image 1 image 2 image 3 image 1 image 2
شما اینجا هستید: صفحه نخست » مقالات مفید » خلاقیت چیست؟

خلاقیت چیست؟

مقالات مفید | در تاریخ 30 خرداد 1391 | 0 دیدگاه | 1662 بازدید | اشتراک گذاری

خلاقیت چیست؟

 

تهیه و تنظیم : سارا سپهوند کارشناس روانشناسی

 

 

مقدمه :

 

 خلاقیت هنری است نهفته ، در اعماق وجود انسان که با تلاش فرد و آموزش دیگران شکوفا می شود و می توان آن را پله به پله و قدم  به قدم در عرصه ی وجود و ظهور آورد و روز به روز درخشندگی وشفافیت آن را نمایان ساخت. 

 

خلاقیت می تواند یکی از علامات سلامت روحی انسانها باشد. خلاقیت انسان را از سکون درمی آورد . « زندگی انفعالی خون ،روح و روان را می مکد و نشاط را از انسان دریغ  می کند.»  


تعریف:

ارایه ی یک معنی خاص برای خلاقیت بسیار مشکل است اما از نظربرخی از روانشناسان خلاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار ،انعطاف پذیری  وحساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازدخارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشید که حاصل آن رضایت شخصی و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.

 

می توان گفت واژه خلاقيت عمر طولانی ندارند،در واژه نامه ای آكسفورد ظهوراين كلمه را به " 1875 " ميلادی نسبت مي دهند كه در كتابی از قدرت خلاق " شكسپير" سخن به ميان آورده است .

 

در لغت نامه ای فارسی نيزخلاقيت را « خلق كردن ،آفريدن،بوجود آوردن،معنی كرده اند.»  

 

به طور كلی نگاه كردن متفاوت به مساله ورسيدن به يك راه حل جديد ، همان چيزی است كه عموما ً از آن به خلاقيت تعبيرمی شود .اما خلاقيت مفهومی نيست كه بتوان آن را دريك جمله وحتی يك كتاب مفصل هم توضيح داد. در حقيقت فرايندی است كه در ذهن فرد خلاق اتفاق   می افتد وحاصل آن شكل گرفتن يك ايده ی جديد با يك راه حل اتبكاری است.

 

كتابهای فراوانی كه درباره ی تكنيكهای افزايش خلاقيت درافراد وسازمانها نوشته شده اند گويای اين حقيقت اند كه امروزخلاقيت وتوسعه ی آن در سازمانها سبب افزايش    بهره وری آنهاست بسياری معتقدند كه خلاقيت درنياز متولد می شود همانگونه كه اختراعات بزرگ . 

 

اصول اوليه ی خلاقيت :

خلاقيت فرآيندی مستمر بوده و ابتكار ، انطباق پذيری و تحقق از خصوصيات بارز آن بشمار می آيند و می تواند جوابگويی برای مشكلات باشد.

برخی محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقيت تعريف نموده اند :

 

اول ، اينكه خلاقيت متضمن پاسخ يا مفهومی نو باشد يا آنكه احتمال وقوع آن بسيار كم   باشد. البته اين شرط لازم است اما كافی نيست.

دوم ، خلاقيت بايد گره ای را بگشايد يا با وضعيتی  تناسب داشته يا مقصود معينی را برآورد.

سوم ، خلاقيت واقعی مشرط به دوام آن بينش ابتكاری ،ارزيابی و تفسير ورشد آن .

در واقع می توان گفت : « خيلی ها ايده ها ی نو دارند اما عده ی كمی آنها را عملی      می كنند.»

 

يكی از موارديكه با خلاقيت مرتبط است ، موضوع هوش است  كه پنج گروه اصلی از توانشهای آن تقسيم می شود كه عبارتند از : 1) شناخت حافظه ،2) تفكر همگرا ،3) تفكر واگرا ،4) ارزيابی شناخت ،5) كشف (بازشناسی).

 

 

يكی از توانشهای تفكرواگرا ( در جهات مختلف فكر می كنيم ،گاه به تفحص می پردازيم و گاهی در جستجوی تنوع هستيم ) گوناگونی پاسخهايی است كه تماماً زادۀ اطلاعات ارايه شده نيست كه در اينجا مبحث انعطاف پذيری در تفكر پيش می آيد كه از مباحث اصلی خلاقيت بشمار می آيد .

البته با بررسی انسانهای خلاق می فهميم اگرچه داشتن حد معينی از هوش لازم است ولی شرط كافی نيست و افراد باهوش لزوما ً خلاق نيستند بنابراين شايد خلاقيت بيشتر اكتسابی باشد تا فطری كه آموزش آن را تقويت می كند.

 

خصوصيات افراد خلاق

البته اين خصوصيات شخصيتی اين افراد است نه اينكه لزوما ً با اين خصوصيات می توان خلاق شد :

اشخاص خلاق خواهان پيچيدگی و حتی بی نظمی در دريافتهای خود هستند اما لزوما ً   فی نفسه بی نظمی را دوست ندارند بلكه پرمايگی موجود در بی نظمی را  به كم مايگی نظم ترجيح می دهند .

دوست دارند نزد ديگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند . شوخ طبعی و بذله گويی از خصوصيات بارز اين افراد است . البته بايد به آنها كمك شود بدون اينكه كينه توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند . اين افراد تمايل به تعريف وتمجيد از خود را دارند.  

 

" تراوس " -1977- در رابطه با افراد آفريننده می گويد:

 « اگرچه ويژگيهای فوق حاكی از اين است كه شخص آفريننده شخصی دوست داشتنی و جالب است ، اما اين افراد لزوما ً مورد علاقه ی همكاران خود واقع نمی شوند و در واقع عكس اين مطلب درست است .»  

 

 

عوامل بازدارنده ی خلاقيت

1)    تلاشهای قبل از بلوغ برای حذف خيالبافی ؛

2)    محدوديتهای بازدارندهُ قوه ی تدبير و كنجكاو‍ی كودكان ؛

3)    تكيۀُ بيش از حد به نقش جنسيت { تفكر خلاق مستلزم حساسيتی بيش از حد (خصوصيتی ويژهُ زنان) و عدم وابستگی به غير و اتكای به خود (خصلتی كاملا ً مردانه ) است. به همين خاطر يك پسر بسيار خلاق نسبت به ساير همجنسان همسال خود بيشتر دارا ی صفات زنانه به نظر مي رسد و برعكس.} ؛

4)    تأكيد زياد بر پيشگيری بر قوه ی تصور { يعنی قبل از اينكه قوه ی تصور كودكان پاسخ سوالی را بدهد ،از آنها جواب بخواهيم .} ؛

5)    القای ترس و كمرويی ؛

6)    تأكيد بر مهارتهای كلامی ؛

7)    مورد انتقاد قرار دادن بيش از حد هنگام انجام اعمال و تفكر نو چه در خانه و چه در محيط آموزشی .

 

 

 

عوامل تشديد كننده ی خلاقيت و نو آوری

حس درونی انسان را قادر می سازد تا در امكانات يكسان با ديگران براي خود فرصتهای بهتری بيافريند :

 

1)  انگيزه ها :كه به دو دسته تقسيم می شوند ؛

 

الف) انگيزه های بيرونی :  كه از طريق جامعه به فرد القا می شود . بر اثرمواردی چون: بحرانهای جامعه { گاهی هجوم سيل عظيمی از نيازهای پس از وقوع يك بحران در جامعه سبب انقلاب فكری و در پی آن بروز خلاقيت می گردد.}

 و سطح توقعات جامعه{درجامعه ای كه مسير صعودی پيشرفت حاكم باشد هر روز از تك تك افراد خود شاهد خلاقيت است و محدود به قشر متفكر و انديشمند نمی شود و حتی در روند كاری تبهكاران جامعه نيز نوآوری ديده می شود.}

 

ب)انگيزه های درونی : كه از درون فرد منشأ ميگيرد . استعداد ذاتی فرد {كه بدون محرك بيروني در رابطه با نيازهاي خود فرد آگاهانه يا نا آگاهانه صورت ميگيرد. با نيازهای درونی گاهي در خود نيرويی احساس ميكند كه او را وامی دارد كه در جهت كمك و ارتقاء جانعه دست به نوآوری بزند . به عنوان مثال زنی در آمريكا كه  از آگهی های تجاری تلويزيون ناراضی بو د آنها را مطابق ميل خود مجدداً بازنويسی ميكرد.}

و بحرانها ی شخصی {نيز مثل بحرانهای جامعه عمل ميكند.}

 

2)  ابزارها :

 اين ابزارها عبارتند از : اراده ، اعتماد به نفس ، كميت ، شبيه سازی ، استمداد از ديگران ، مجاورت يا تشابه يا تباين ، تغيير دادن ،فعاليتهای جنبی .

 

روشهايی برای تفكر خلاق

الف) روشهای فردی : ذهن خود را درگير حل يك مسأله جديد كنيد يا مسائل دوربرمان را به    شيوه ی متخصصان حل اين مسائل حل كنيد.

 

ب) تقويت مسايل انگيزشی خلاقيت : كه اساسا ً در بستر خانواده صورت ميگيرد . زيرا بيشترين زمان  را در خانوا ده سپری ميكنيم  بنابراين بيشترين تأثير را هم از خانواده ميگيريم. تأثير محيط هاي ديگر به لين اندازه نيست .

" گوتزل " -1962- درنتيجه گيری تحقيق خود از بررسی شرايط 400 نفر از افراد     برجسته ی قرن بيستم تأثير عوامل محيط خانوادگی را بر ايجاد توانايهای خلاق اين افراد بسيار مهم ارزيابی كرد . 

 

" آمابيلی " -1988- معتقد است برای رسيدن به خلاقيت بهتر است كه انگيزه و بويژه انگيزه درونی پرورش پيدا كند و در جایی ديگربه نقش اهميت انگيزش بيرونی اشاره می كند .

مثلا ً وقتی از كودكی می پرسيم چرا بازی نمی كند و او ميگويد حوصله ندارم پاسخ ما ممكن است به او اين باشد :

 

- اگر بگوئيم " خوب است كه تو هم مثل بقيه بچه ها بازی كنی "، به رفتار او جهت بيرونی داديم ؛

- اگر بازی را به ميل ، تصميم و انتخاب او واگذاريم رفتارش را جهتيی درونی می بخشيم.

 

پس بايد مراقب سوالها و پاسخهای خود باشيم .برخورد كلامی يا به عبارت ديگر شفاهی ما اهميت دارد ، به طور مثال شركت در بازی كاردستی:

 

برخوردها:

 - آيا اين بازيی را دوست داری؟،

- چه احساسی نسبت به اين بازی داری؟،

- دوست داری چه چيز درست كنی ؟ ،

- دوست داری‌ چه وسايلی در اختيارت گذاشته شود ؟،

- دوست داری ... .

در واقع به او امكان می دهيم كه آنطور كه دوست دارد عمل كند.

 

ج) تقويت عناصر شخصيتی خلاقيت : مثل اعتماد به نفس ، اراده مستقل وپذيرش خطر .

 

انواع خلاقيت

1)    خلاقيت تصويری / تجسمی : ابزار خلاقيت در قالب اشكال و نمادها ی تجسمی و تصويری است كه ايده نيز به صورت تصوير است ؛مثل نقاشی .

 

2)    خلاقيت كلامی : ايده های با ماهيت كلامی ، نوشتاری و نمادهای زبانی ؛مثل سخنوری و نويسندگی ، شاعری ، نظريه پردا زی  و موسيقی { دراين نوع خلاقيت توانايی كلامی به طور مستقيم دخالت ندارد اما به نمادهای كلامی وابسته است .}

 

3)    خلاقيت حركتی : كه شامل تنوع و ابتكار در حركات و نرمش های بدنی و فيزيكی  است . مثل بازی و نمايش .

 

4)    خلاقيت مكانيكی : از مهارتهای عالی بشر است كه آفرينش و خلق اشياء ،تغيير محيط و ابداع وسايل فناوری ها تبلور می يابد، مثل كاردستی.

 

عوامل مضر كه موج خاموش شدن خلاقيت در سازمانها می شود :

 

1)    عدم اعتماد به نفس و ترس از تمسخر ديگران ؛

2)    محافظه كاری ؛

3)    نداشتن تعهد و مهارت كافی ؛

4)    وابستگی و جمود فكری ؛

5)    نداشتن صبر و حوصله ،

6)    تفكر خط ترموايی (توصيه راهكارهايی كه قبلا ً  با موفقيت طی شده )؛

7)    عدم انعطاف پذيری؛

8)    قضاوت و ارزياب‍ی فوری.

 

 

" ژول ورن " خودش اهل مسافرت نبود. اما در داستانهايش از عمق 20000 فرسنگ زير دريا تا اوج كره ی ماه رفته و هميشه نيز مورد تمسخر ديگران قرار می گرفته ولی با يك جواب دو جمله ای دهان همه را می بست :

        « آنچه برای يك انسان قابل تصور باشد ، برای انسانهای ديگر قال دستيابی است .»

و حالا انواع زير دريايی ها و فضاپيما های " ورن " وجود دارند.

 

« سه پرسش»

1)  رابطه ی خلاقيت با سن وسال ؟ 

 

" افلاطون" برای خلاقيت سن و سال قائل بود . افلاطون می گفت :

 « تجربه بيش از آنكه  بيافزايد ؛ می كاهد

 و منظورش اين بود كه هرچه سن وسالمان بيشتر می شويم از خلاقيت دورتر می شويم. اما خودش هميشه گوش بحرف يك انسان خلاق شصت ساله بنام " سقراط " بود!

 

" اليور وندل هلمز " پزشك و نويسنده ی آمريكايی در جوانی حرفی زد كه بعدها گريبان خودش را گرفت،او گفت :

« اگر چهل سالتان شده و مشهور نشديد ديگر شمشيرتان را غلاف كنيد

اما خود وی شهرتش را مديون كتاب « مستبد ميز صبحانه » است كه در                       پنجاه سالگی (!) نوشت ، و خلاقانه ترين نوشته های وی را هم بايد در فاصله ی پنجاه تا هفتد و پنج سالگی (!) او سراغ گرفت . بله تا پنجاه و هفت سالگی كه پرفروش ترين كتاب زندگيش بنام « زندگی نامه ی رالف والدو امرسون » را منتشر كرد.

"جان ميلتون " شاعر و نويسنده ی انگليسی ؛ موفق ترين كتابهايش را  در پنچا ه و هفت سالگی «بهشت از دست رفته » و شصت و دو سالگی « بهشت بازيافته » نوشت .

" مارك تواين " هم « يادداشتها ی خاطرات حوا و ميراث هزار دلاری » را در هفتاد و يك سالگی نوشت .

 

البته تاريخ از طرفی نشان  می دهد كه اختراعات در ميان مخترعان خلاق با افزايش سن    رو به كاهش گذاشته ، البته " الكس آسبورن " يكی از پيشگامان آموزش تكنيكهای خلاقيت اين امر را غير قابل اجتناب می داند ؛چرا كه بعضی بعد از كسب موفقيتهای  متعدد از تلاش و كوشش مداوم دست برمی دارند  و انگيزشان كاهش می يابد.

 البته " سامرست موام " می گويد : « قدرت تصور ، اصل واساس خلاقيت است و اين قدرت با تمرين رشد می كند و به هيچ وجه محدوديت سنی ندارد. »

 

2)  خلاقيت ، زن يا مرد ؟ 

«اگر قبول كنيم كه قدرت تصور اصل واساس خلاقيت است پس بايد به بد چيز‍ اعتراف كنيم : زنان از مردان خلاق ترند

 اين را  " الكس آسبورن " می گويد و ادامه می دهد : « زنان اگرچه در قدرت جسمانی ضعيف تر از مردان اند اما در قدرت تصور و خلق ايده های بديع از مردان قوی ترند. »  

 

مردان بيشتر منطقی ، تحليل كننده و خردگرا هستند و زنان بيشتر خلاق ،جزء نگر و احساساتی هستند.  

ممكنه بپرسيد چرا در طول تاريخ تعداد مردانی كه خلاقيت قابل توجهی از خود نشان داده اند ، بيشتر از زنان است ؟

پروفسور " لهمان " به اين سوال اينگونه پاسخ می دهد كه : « قبول كنيد كه در طول تاريخ ، فقط همين چند دهۀ اخير است  كه زنان فرصت  پيدا كرده اند تا بالهای خلاقيتشان را بگسترانند  و باز هم قبول كنيد در طول همين چند دهۀ اخير تعداد ستارگان زن در رشته های مختلف – بخصوص رشته های خلاق – افزايش چشمگيری نشان داده است

 

 

زنها برعكس مردها كه در زندگی مشترك به كارهای يكنواخت می پردازند مجبورند برای تدبير امور منزل و هر كار ديگری دست به خلاقيت بزنند . زنها نمی توانند انكار كنند كه برای تهيۀ هدايه چقدر به مغز خود فشار می آورند تا يك كار نو ارايه دهند .

 و نمی توان مادر خوبی‌ بود و قدرت تصور را به كار نبست . وقتی كودك غذا نمی خورد مادر هيچوقت تسليم نمی شود و به راههای بهتری برای غذا دادن به بچه فكر می كند .

 

البته اكثر استادان فن بر اين موضوع توافق دارند اما هنوز برخی هم بر اين عقيده اند كه جنسيت نقشی بر تصور خلاق ندارد . دكتر " پاول تورنس " ، استاد دانشگاه مينه سوتای آمريكا ،يكی از همين جماعت است .

 

همچنين دكتر" جی ميلتون " ، استاد دانشگاه استانفورد، پس از تحقيق مفصلی به اين نتيجه رسيد كه :

 « مردان با خصوصات مذكر در حل مسائل زندگی توانايی بيشتری از خود نشان می دهند تا مردان با خصوصيات مؤنث ؛ وحتی زنان با خصوصيات مذكر نيز در حل مسائل زندگی از زنان با خصوصيات مؤنث تواناترند. »  

 

فرايند پردازش مغزی در مردان در سمت چپ مغز بهتر و سريعتراز زنان است ، در حاليكه زنان از دو نيمكره ی مغزشان تقريبأ به طور يكسان استفاده می‌كنند. به همين دليل است كه مردان با فعاليتها و كارهای مرتبط با سمت چپ مغز مثل حل كردن مساله از ديدگاه انجام دادن يك كار و وظيفه موفق ترند در حاليكه زنان راههای خلاقانه تری برای حل مشكلات پيدا     می كنند .

 

1)  خلاقيت ديپلم دارد يا ليسانس ؟

 

نمره ی بيست كلاس لزوما ً آدم خلاقی نيست . باهوش بودن با خلاق بودن فرق دارد ، تحقيقات دانشمندان بر اين نكته پاقشاری می كند كه لااقل در مورد استعداد خلاقيت تفاوت ناچيزی بين افراد دانشگاه ديده و دانشگاه نديده وجود دارد .

تاريخ هم به ما می گويد ايده های بزرگ در يك زمينه را ، گاه از زبان آدمهایی بابد شنيد كه هيچ تخصصی در آن زمينه ندارند. به طور مثال :

 تلگراف توسط "  مورس " كه يك نقاش حرفه ای بود اختراع شد .

 

 مخترعان هواپيما ، برادران " رايت " تعميركار دوچرخه بودند ، نه مهندس هوا و فضا !

 

    از " جی‌ دبليو گارت " و " جان پی هالند " به عنوان  تحول كنندگان طراحی     زيردريايی ها ياد می كنند كه اولی كشيش كليسا درانگلستان  و دومی مدير يك دبيرستان در ايرلند بودند.

 

ماشين پنبه پاك كنی را هم يك وكيل انگليسی به نام " الای ويتنی " اختراع كرد.

تاريخ به ما می گويد كه اكثر خلاقيت ها ی فردی ( و نه گروهی ) بيرون از حوزه ی تخصصی وتحصيلاتی افراد خلاق اتفاق افتاده و می افتد.

 

 

نتيجه

در پايان بايد  يادآور شد كه خلاقيت ديگر نمی تواند تنها به توليد يك شیء يا شكل هنری تازه محدود شود، بلكه كاربست خلاقيت برای حل هرمشكل در هر زمينه ای بايد قابل تصور باشد . ما بايد ارزش خلاقيت اجتماعی را همطراز خلاقيت علمی و هنری بدانيم. زيرا بخش مهمی از زندگی ما حاصل خلاقيت های علمی واجتماعی بوده است .

 

 

 

تأكيد من در اينجا بيشتر بر اين نكته است كه خلاقيت را نمی توان تنها در افراد جست . بلكه خلاقيت فرآيندی است در درون نهادها ، ارزش ها ، باورها ، نظام سياسي و اقتصادی معين .

     تجربۀ تاريخی ملتها نشان داده است كه جامعه ی بازتر ، كثرت گراتر ، پرتحول و پوياتر،      توسعه يافته تر، ثروتمندتر ، خردگرا و عقل گرا تر ، دموكراتيك تر ، مشاركت جوتر و پاسخگوتر از خلاقيت های بيشتری برخوردار بوده است تا جوامعی كه اينگونه نبوده است .

 

 

منابع

 

 

1)    نسترن اسدی - " شناخت و آموزش خلاقيت در مدارس "-  انتشارات عابد-1381

2)    ماكسول مالتز-  " روانشناسی خلاقيت "-انتشارات شباهنگ – 1374

3)    سايت : job portal\ creativity.ir – بانك مقالات علمی

4)    سايت : dawn.ir

5)    سايت : hamshahri newspaper.htm

6)    سايت : htm.پرستاران ،دانشگاه علوم پزشكی گيلان