پیام مدیریت سایت

به وب سایت "مرکزخدمات مشاوره مهرآوران "خوش آمدید.
از اینکه از وب سایت ما دیدن می کنید سپاسگذاریم.
هدف از ایجاد این وب سایت معرفی خدمات، مشاورین و اطلاع رسانی در مورد همایش ها و سمینارهای این مرکز می باشد.

- Y.M

منوی کاربری



   عضویت   فراموشی رمز

نظرسنجی

نظر شما درمورد وب سایت مرکز چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

تقویم مطالب

<    «  شهريور 1396  »    >
شیدسچپج
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

عضویت در خبرنامه




سخن روز

" " آدمیزاد پیر می شود و دو چیز از او جوان می شود : حرص مال و حرص عمر . حضرت محمد (ص )" ******* ********** ************* ********** "میانه روی در خرج یک نیمه معیشت است ،دوستی با مردم یک نیمه عقل و خوب پرسیدن یک نیمه دانش.حضرت محمد (ص)" "
image 1 image 2 image 3 image 1 image 2
شما اینجا هستید: صفحه نخست » حکمت های پندآموز

از بیل گیتس پرسیدند...

حکمت های پندآموز | در تاریخ 25 ارديبهشت 1396 | 0 دیدگاه | 73 بازدید

از بیل گیتس پرسیدند از تو ثروتمندتر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر ...پرسیدند کی هست؟


در جواب گفت:

سالها پیش در فرودگاهی در نیویورک بودم قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد.

از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم.

اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.
گفتم آخه من پول خرد ندارم گفت برای خودت، بخشیدمش برای خودت و این داستان همزمان بود با اخراج شدن من از شرکت و پی ریزی مایکرو سافت.

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم.

باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم پسرجون چند وقت پیش باز من اومدم روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟
پسره گفت آره من از سود خودم می بخشم.
هنوز این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من مونده...
زمانی که به اوج قدرت رسیدم بعد از نوزده سال تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم.

اکیپی رو تشکیل دادم و گفتم که برید و فلانی رو به هر قیمتی پیدا کنید.
مدتی جستجو کردند متوجه شدند فرد مورد نظر سیاه پوستی مسلمانه که الان دربان یک سالن تئاتره خلاصه دعوتش کردن اداره.
از اون پرسیدم من و میشناسی گفت بله جناب عالی آقای بیلگیتس معروف که دنیا میشناستتون.
گفتم سال ها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من همچین خاطره ای از تو دارم .
گفت که طبیعیه این حس و حال خودم بود.
گفتم میدونی چه کارت دارم میخوام جبران کنم اون محبتی که به من کردی.
گفت که به چه صورت؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم.
(بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت می کرد.)
گفت هر چی بخوام بهم میدی.

گفتم هرچی که بخوای.
گفت هر چی بخوام.

گفتم آره هر چی که بخوای بهت می دم.

گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی.
گفتم یعنی چی؟ نمیتونم یا نمیخوام؟
گفت نه تواناییش رو داری اما نمیتونی جبران کنی


پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم.

پسره سیاه پوست گفت که فرق من با تو در اینه که من در اوج نداری به توبخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه اصلاً جبران نمی کنه با این نمی تونی آروم بشی لطف تو ام که از سر ما زیاده.
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروت مند تر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست...

ادامه از بیل گیتس پرسیدند...

داستان لنی (مراقب آنچه که می گویید باشید)

حکمت های پندآموز | در تاریخ 4 شهريور 1392 | 0 دیدگاه | 1489 بازدید
ادامه داستان لنی (مراقب آنچه که می گویید باشید)

رخت های نه چندان تمیز از دیدگاه همسایه

حکمت های پندآموز | در تاریخ 4 شهريور 1392 | 0 دیدگاه | 1513 بازدید
ادامه رخت های نه چندان تمیز از دیدگاه همسایه

معجزه اعتماد به نفس حتی برای قاطر پیر

حکمت های پندآموز | در تاریخ 4 شهريور 1392 | 0 دیدگاه | 1428 بازدید
ادامه معجزه اعتماد به نفس حتی برای قاطر پیر

چقدر شبیه خودت می شوی وقتی...

حکمت های پندآموز | در تاریخ 25 فروردين 1392 | 0 دیدگاه | 1718 بازدید

 

وقتی .....


در زندگی ات عمل ، بیش از حرف نقش ایفا می کتد .


منکر ترس نمی شوی ام با هر نوع آن به طور منطقی برخورد می کنی.

ادامه چقدر شبیه خودت می شوی وقتی...